اولین پیشنشست کتابخانههای کودکان روز چهارشنبه، 29 بهمن ۱۳۹۹، از ساعت 16 تا 18 با موضوع «تحول در کتابخانه های کودک در عصر دیجیتال» به دبیری خانم دکتر مینا ذاکر شهرک (معاون پژوهش ادارۀ کل آموزش و پژوهش کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان) در فضای ادوبی کانکت انجمن برگزار شد.
مهمانان این پیشنشست آقای دکتر سیامک محبوب (پژوهشگر مطالعات خواندن)، خانمها الهام دارابی (رییس گروه آموزش و ترویج قصههای ایرانی، رئیس ادارۀ قصهگویی و دبیر انجمن قصه گویی ایران) و شهرزاد مقصودی نسب (تسهیلگر دورههای کتابخوانی، دانشجوی دکتری علم اطلاعات و دانششناسی) بودند
این پیشنشست با صحبتهای سرکار خانم دکتر صمیعی، دبیر محترم علمی ششمین کنگره متخصصین علوم اطلاعات آغاز شد که ضمن عرض خیر مقدم و تشکر، مقدمهای در خصوص اهداف برگزاری کنگره متخصصان علوم اطلاعات که هر ساله توسط انجمن علمی کتابداری و اطلاعرسانی برگزار میشود و اهمیت کتابخانههای کودک ارائه فرمودند.
سپس دبیر نشست، به تعریف مفهوم «تحول دیجبتال» پرداختند که منظور از تحول دیجیتال فقط تحول فناوری (بهرهبرداری از منافع فناوری) نیست بلکه تحول دیجیتال یک تغییر بنیادی هست که فکر، رفتار، عملکرد و همه داشتههای ما را متحول میکند و اینکه صرفاً در کتابخانهها از آخرین ورژنهای نرمافزاری و سختافزاری استفاده کنیم نیست. بلکه به این معنا است که این تحول، تفکرمان را تغییر بدهد و از طرف دیگه چون در عصر حاضر، در حال گذر از عصر اطلاعاتی به عصر مفهومی (Conceptual Age) هستیم، همچنانکه «دنیل پینک» در کتاب «ذهن کامل نو»، هم به این مهم پرداخته که ما در حال حاضر از جامعهای که بر مبنای قابلیتهای منطقی، خطی و کامپیوتری که عصر اطلاعاتی بر آن بنا شده به جامعهای که بر مبنای قابلیت های خلاقانه، همدلانه و عصر مفهومی، در حال گذار هستیم. بنابراین مهمترین سؤال این هست که با توجه به ذائقه کودک و نوجوان امروز که در شرایط حاکم بسیار هم تغییر کرده، تحولات درکتابخانههای کودک و نوجوان چگونه باید باشد؟ به عبارت دیگر، کتابخانه کودک در این عصر، باید چه ویژگیهایی داشته باشه که بتواند کودک و نوجوان امروز را جذب کند؟
آقای دکتر محبوب پس از معرفی کتاب «استاندارد خدمات کتابخانه عمومی برای کودکان و نوجوانان»، بیان داشتند: اگر نگاه تاريخي به كتابخانههاي كودكان داشته باشيم ميبينيم كه نحوه طراحي اين كتابخانههاي مبتني بر معنايي بوده است كه «كودكي» داشته است که اين موضوع به طور مفصل در مقدمه كتاب «استاندارد خدمات كتابخانه عمومي براي كودكان و نوجوانان» شرح داده شده است. به طور مثال كودكان بهعنوان موجود آزاردهندهاي تصور ميشد كه والدين براي مدتی هم كه شده بايد از شر آنها خلاص ميشدند و در كتابخانه مطالعه ميكردند. با اين ديدگاه فضاهايي عموماً در زيرزمين كتابخانهها ايجاد ميشد و كودكان در آنجا نگهداري ميشدند و فردي مراقب آنها بود. به مرور كه معناي كودكي تغيير كرد و ادبيات كودك توسعه پيدا كرد، خدمات كتابخانهها به كودكان نيز دستخوش تغيير شد و هم فضاهاي مناسبتري براي آنها پيشبيني شد و هم نقش كتابدار از مراقب به راهنما و سپس به تسهيلگر تغيير پيدا كرد. بنابراين اين پرسش در ارتباط با موضوع اين نشست قابل طرح است كه «معناي كودكي تحت تأثیر تحول ديجيتال چگونه تغيير كرده است/ميكند؟» يا به عبارتی دیگر «كودكي ديجيتال چه نوع كودكي است؟» نحوۀ پاسخ ما به اين پرسش ميتواند تعيينكنندۀ نحوۀ بازطراحي كتابخانههاي كودكان باشد. عموماً كودك توصیف شده در جهان ديجيتال تحت تأثیر ترس از آسيبهاي اين فضا معنا شده است. براي مثال بسيار ميشنويم كه: كودكان بهواسطه حضور دائمي در اين فضا ارتباطات نامحدودي پيدا ميكنند و اين ارتباطها ميتواند منشأ سوءاستفاده آزارگران قرار گيرد. همچنین ادعا ميشود كه تمركز كودكان در ارتباط با دنياي ديجيتال كم ميشود و امكان تفكر عميق از كودك سلب ميشود. خواب كودكان دچار اختلال ميشود. سلامت جسمي كودكان به خطر ميافتد. اين جملات و نظاير آنها ناشي از آن هراس اخلاقي است که فناوريهاي نو با خودشان ميآورند. به نظر ميرسد اين نوع تفكر سلبي در تعيين ماهيت كودكي ديجيتال بسيار تعيينكننده است اما بهتر است پيش از نتيجهگيري نهايي سويههاي مثبت فناوريهاي ديجيتال را نيز در نظر بگيريم. واقعيت فناوري در كشور ما سويههاي ديگري نيز دارد. به عنوان مثال در خانوادهاي كودكي به آخرين ابزارها و فناوريها دسترسي دارد، كودكاني ديگر براي سادهترين استفادهها كه در دوران كرونا بيشتر خودش را نشان داد، ابزار كارآمدي در دسترس ندارد. اين يعني ما با يك شكاف دسترسي به فناوريهاي ديجيتال روبهرو هستيم كه به نظر ایشان كتابخانههاي كودكان ميتوانند در پر كردن اين بخش از شكاف را در دستور كار خود قرار دهند. شكاف يا فاصله ديگري كه مهم است، فاصله كودكان و والدين است كه عملاً آنها را به دو گونه موجود متفاوت تبديل كرده است كه زبان يكديگر را نميفهمند نشانه آن هم اين جمله پرتکرار است كه «كودك چندساله من با گوشي و تبلت كارهايي ميكند كه من سر درنميآورم.» كاستن از اين فاصله نيز ميتواند بخشي از وظايف كتابخانههاي كودكان باشد. غیر از این با نگاه به جنبه مثبت فناوري، كتابخانههاي كودكان ميتوانند با پر رنگ کردن كار ويژۀ آفرينش، زمينۀ نوآوري از طريق ابزارهاي ديجيتال را براي كودكان فراهم كنند.


